سک سک

 

عازم  مشهدم...ساعت ۵:۴۵ دقیقه ی صبح میروم و۱۲:۴۵ بازمیگردم....واین واقعا فقط یک سک سک است ...

 

همسرجان سابق اصرار داشتند اقلا دوهفته مشهد بمانم وبه امور همایونی ایشان رسیدگی کنم....وبنده به ۳دلیل محکمه پسند نپذیرفتم!!!

۱.زانویم دردمیکند وبرای آزمایش وعکس به بچه غول قول داده ام که درمعیتش انجام بدهم...

۲.ازتهدیدهای بچه غول ترسیده ام وادای خانومهای فرمانبردار را درآورده ام وبا عشوه وطنازی پذیرفته ام که سفرهای طولانی نروم...البته بغیر از ۸۰روز دور دنیا که خودش قول داده وازهمین جا به ایشان یادآوری میکنم!!!

۳.راستش برای من پاییز تهران چیزدیگری است بنابراین ثانیه هایش را نیز ازدست نمیدهم!!!

برای قدردانی از خانوم بودن ما وفرمانبرداریمان نیز ایشان قول داده اند که برای استقبال بیایند وبعدش هم میرویم برای صرف ناهار ومثل همیشه قلیان یک نفره...

ایشان مثل من معتاد وخاک برسر نیستند وبنده هردفعه دهانم مورد سرویس قرار میگیرد ویک نفره قلیان میکشم!!!!!!!!!!!!!!!

 

پ.ن:خودم هم دوست دارم ماجرای علی را تمام کنم ولی قبول کنید بخصوص دراین اوضاعی که هنوز نتیجه ی قطعی دکترا اعلام نشده وهردو استرس داریم کمی ظلم است که دوباره ایشان را به غارتنهایی بفرستیم بگذارید انشاالله نتیجه ها اعلام شود بعد اقلا تلخی این ماجرا را با شیرینی قبولی مرتفع کنیم...

/ 0 نظر / 22 بازدید