گذشته ای نه چندان دور

 

برماچه گذشت کس چه
میداند

 

من اوشدم اونسیم
دریاها

من بوته ی وحشی نیازی
گرم

اوزمزمه ی نسیم
صحراها

میترسم ازین نسیم بی
پروا

گرباتنم اینچنین
درآمیزد

ترسم که زپیکرم میان
جمع

عطرعلف فشرده
برخیزد....

فروغ رو میخونم ومیرم به دوران
خوب دبیرستان چقدرعاشقیهامون فرق داشت...دلم واسه همکلاسیهام... دلم واسه دبیرستان
زینب تو خیابون شهرداری مهرشهر...دلم واسه نسترنهایی که گلاشون ازدیوارا آویزبود
تنگ شده...دلم واسه روزاول مدرسه تنگ شده....پاییزدرراهه

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید