...

nazare mane khanade nesbat be yaddashte khosoosi: mehmoone khooneye shoma hastim, dore ham neshastim too hal, darim migim, mishnavim, mikhandim, bahs mikonim, ham deli mikonim, mokhalefat mikonim va ... saheb khone ham modam mige hamatoono doost daram, khoshalam ke hastin! baed saheb khoone daste chand nafaro migire ba ham miran too otagh daro poshte sareshoon mibandan ke mikhaym harfaye khosoosi bezanim. inja dige shoma mahram nistin! ehsase mehmoonaye too otagh: vay ma cheghad khasim, che khoob ke inghad maro doost dari! ehsase mehmoonaye too hal: doostie khasi dar kar nabood, ehteram ham vojood nadasht, inja jaye ma nist!
نویسنده: sima

من هم مثل خیلی از شما خواننده وبلاگهای زیادی هستم...از باز کردن صفحه شون وخوندنشون لذت میبرم...نوع نوشتارشون رو دوست دارم ...با خوشیهاشون دلم غرق شادی میشه و از ناراحتیشون ناراحت میشم...

دنیای وبلاگ نویسی مثل کتاب خوندن نیست

تو با زندگی آدمها..حالتهای روحیشون...روزانه ها وحتی بخشی از خانواده شون اشنا میشی...وبسیار طبیعیه که یجورایی حس کنی پس دوستیم...واین خیلی حس خوبیه

خودمن بخش زیادی از زندگیم رو با خواننده هام قسمت کردم...اونقدر زیاد که گاهی دوستان نزدیکترم بهم هشدار دادن..که بیتا مراقب باش..اینجا دنیایی است که آدمهای زیادی رفت وآمد دارن...وقریب به اتفاق اونها رو نمیشناسی..

چیزی ازشون نمیدونی...تواین همه خواننده حتی اگه یک نفر ذات درستی نداشته باشه...اگه بیمار باشه...اگه یه روانپریش باشه ممکنه اذیتت کنه...از چیزایی که از خودت میخونه یه جای نامناسب استفاده کنه

درست هم میگن..اما خب منم نوع نگاه وتفکر خودم رو دارم

وقتی چیزی رو دروغ نمینویسم..وقتی حتی خواهر وخاله جونم اینجا رو میخونن...عشق زندگیم اینجا رو میخونه..همسرجان سابق هم به لطف یکی ازهمین روان پریشها میدونه که وبلاگ مینویسم!!!!..پس دیگه ترس از چی؟ از کی؟

من از ابتدای نوشتنم هم بارها گفتم که اگه جایی محتاط عمل میکنم..عکسم رو بدون رمز نمیذارم...نمیگم محل کارم کجاست ویا بخشی از اسامی رو مستعار مینویسم بخاطر شرایط محل کارمه...

من بعنوان مدیر یک مجموعه برای خودم حریمهایی دارم...روابطم با زیر مجموعه هام بسیار جدی وبا دیسیپلینه...حتی نوع پوششم بینهایت متفاوته

دلیلی نداره کارمند زیر دست من ویا حتی اگه من مافوقی داشتم از مسایل شخصی من مطلع باشه...بنابراین بخش عطیمی از احتیاطم به این موضوع برمیگرده

سیما جون بینهایت ازت ممنونم که نظرت رو اینقدر مودبانه وواضح نوشتی...همین که وقت گذاشتی وگفتی بینهایت ازت ممنونم

میخوام در راستای مثال خودت بهت توضیح بدم

اگه فرض براین باشه که وبلاگ خونه منه ومن میزبان وشما میهمان اول ازهمه قدم همتون بروی چشم من..بینهایت لطف میکنید که بخشی از وقتتون رو حتی اگه فقط برای سرگرمی باشه به خوندن نوشته های من اختصاص میدین

اما عزیزم همه ماها برای دوستان واقواممون درجه بندی داریم...با بعضیها نزدیکتریم...خودمونی تر وبه اصطلاح ندارتریم...با بعضیها روابط کاری داریم...بعضیها رو فقط تو مهمونیهای چند ماه یکبا رمی بینیم

اما اینکه بنظرت من وسط یک مهمونی تعدادی از دوستانم رو به اتاق دیگه ای دعوت کردم وحرفهایی رو بهشون گفتم وبه باقی مهمونام این حس رو دادم که اونا نامحرم هستن...اینجا مصداقی نداره..چرا؟؟!!!

من همه شما رو همزمان ومثلا دریک روز دعوت نکردم...من گاهی مهمونی دسته جمعی دارم وهمتون دعوتید ودورهم هستیم..گاهی هم برای دل خودم بعضی از دوستانم رو دعوت کردم

اتفاقا اونقدر که مهمونی دورهمی دارم..مهمونی خصوصی(پست رمزی)ندارم

وفکرکنم این حق رو داشته باشم که هراز گاهی با مثلا دوستانی که نزدیکتریم دورهم جمع بشیم

این کار توهین به هیچ کسی نیست...بی احترامی ویا خدای نکرده تحقیر کسی نیست

اصلا من باورم براینه که بادیگران بقدر وادازه شخصیت خودم رفتار کنم

این استفاده از امکانات واختیارات وبلاگ نویسیه

تو پست رمزی کمی از سفرم نوشتم وچندتا عکس از خودم گذاشتم..فقط همین

وقسم میخورم اگه فقط سه تا آدم خاص خواننده اینجا نبودن همینکار رو هم نمیکردم وهمون پست رو بدون رمز مینوشتم

سیماجان شما بجای من نیستی...خیلی حرفها اصلا از نظر من ارزش بازگو کردن نداره

خیلی آمها اصلا ارزش وقت گذاشتن ندارن وگرنه اگه میدونستی که مثلا آدمی هست توهمین دنیای مجازی که زنگ میزنه به همسرجان سابق ومیگه شما از رابطه همسرسابقتون با بچه غول خبر دارین؟میدونین که همسرسابقتون وبلاگ مینویسه؟!!!!!!!!!!!!!

و جواب دندان شکنی از ایشون میگیره که بله درجریانم وبچه غول دوست منه وبلاگ نویسی هم جرم نیست...وبنظرم شماهم تومسایل دیگران خودت رو درگیر نکن

اون وقت بازهم ازمن گله میکردی که چرا گاهی اقلا برای ثبت خاطراتم برای دل خودم رمزی مینویسم؟!!!

اگه بهت بگم ادمی هست که شماره موبایل وخونه من رو به یه آدم لات بی سروپا میده وشب ونصف شب مزاحم من میشه بازم ازمن گله میکنی

اگه بهت بگم آدمی هست که اونقدر پست وبی صفته که تو دوستام دوره می افته ومیگه بیتا بامادرش قهره چون مادرش با عموش رابطه داشته بازم ازمن گله میکنی

اگه بهت بگم آدمی هست که میشینه ومیگه ما وقتی بیتا رو دیدیم دلمون واسه بچه غول سوخت که این آویزونش شده

اگه بهت بگم که وقتی من توهمین دنیای مجازی دوستی پیداکردم که حالا بقدر خواهر برام عزیزه نشستن وگفتن بیتا وفلانی لز×بین هستن

آدمی که از رابطه یک زن ومرد فقط بخش جنسی وسکسش رو میبینه...مثل اینکه ما هروقت یک زن حامله رو میبینیم فقط به این فکر کنیم که کی..کجا ودر چه شرایطی با همسرش رابطه داشته وحامله شده؟انصافا بجز یک آدم بیمار چه کسی صرفا به این موضوع فکر میکنه

آدمی که از نظرش رابطه عاشقانه من ویک مرد فاحشگی محسوب میشه وایشون بعنوان مصلح جهانی قصد داره به کارمندای ما بگه شغل دوم من هرزگیه!!!...دقت کن کارمندای ما...یعنی آدمهایی که ما به اونا حقوق میدیم..نه اونها به ما...بنابراین بفرض صحت گفتار ایشون وهرزه بودن من خب هرکارمندی ناراحته بسلامت..خدا نگهدارش

آدمی که حتی فکر شب و روزش اینه چه بچه غول چقدر از پول خرید خونه جدید من رو داده؟چقدر از وسایل جدید خونه رو خریده؟چقدر برای من هزینه میکنه؟چرا هزینه میکنه؟

 

اگه...اگه...اگه....

اینایی که نوشتم ذره ای از رذالت آدمهای روانپریش در دنیای مجازیه

آدمهایی که ساده ترین خوشی ورضایت دیگران از زندگی رو تاب نمیارن

آدمهایی که درونشون اونقدر گره هست که برای مخفی کردن اونها مدام درحال سرک کشیدن در زندگی بقیه هستن

آدمهایی که اونقدر درگیر زندگی بقیه هستن که اصلا خودشون رو نمی بینن...اززندگیشون لذت نمی برن..خوشحال نیستن

آدمهایی که معتقدن یک زن بیوه مثل دستمال کاغذیه

وحالا که بیتا خلافش رو ثابت میکنه..که میفهمن بیتا قدرخودش رو میدونه ومرد زندگیش براش بیش از اینها ارزش وقدرو قیمت قایله چنان آتیشی بوجودشون می افته که مدام در حال سوختن هستن...به هردری میزنن...بهرجا..هرکس..هرجور که بشه...حتی به قیمت سوختن لحظات خوش زندگیشون

آدمهایی که سراسر دروغن وسختشونه که دیگرانی هم هستن که میتونن با شجاعت واقعیات زندگیشون رو بگن...از خطاها واشتباهاتشون بگن..بدون نگرانی از قضاوت غرض ورزان

اونقدر ذهن و روح و روانشون درگیره ضربه زدن...حسادت...وتخریب بقیه است که حتی لحظه ها وروزهای خوش خودشون رو هم به باد میدن

اینها بخش بسیار بسیار مختصری از این دنیاست...

حالا منصفانه بگو بازهم معتقدی رمزی نوشتن من بی احترامی به دوستانمه؟!!!

/ 48 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

من از مدتها قبل اين شانسو داشتم كه با وبلاگت اشنا بشم و فكر كنم از زماني كه تازه وبلاگ قبلي ات رو شروع كردي به نوشتن ميخونمت.خوب تو وبلاگ قبلي ات هيچ وقت واست كامنت نمي ذاشتم بعد كه در اون وبلاگ و تخته كردي من گمت كردم مني كه هر روز صبح اولين كارم بعد از روشن كردن كامپيوترم اومدن به وبلاگ تو بود حالا گمت كرده بودم.وقتي كه دوباره وبلاگت رو پيدا كردم اغلب واست كامنت ميذارم.اينا رو گفتم كه بگم گاهي كه پست رمزي ميذاري به خودم ميگم بالخره بايد يه فرقي با اوني كه هر از چند گاهي يه احوالپرسي ميكنه با اوني كه هميشه هست بايد باشه هيچوقت هم به خودم اجازه ندادم ازت درخواست رمز كنم اصن وبلاگ يه چيز شخصيه به نظرم كه نويسنده حق داره توش هر تصميمي كه دوس داره بگيره و اگه وبلاگ هائي هستن كه قلم نويسنده اش رو دوس داريم درنتيجه بايد به نظرش احترام گذاشت .ضمن احترام به شما و قلم زيباتون بيتا جان ميخوام بگم كه من يكي انرژي فوق العاده اي از نوشته هات و حتي خودت ميگيرم.خدا شاهده اگه شاد باشي بعد از خوندن نوشته هات خدا رو شكر ميكنم.و دوس دارم اين شادي مستدام باشه واست.چرا كه انرژي مثبتت به ماها هم انتقال پيدا ميكنه [ماچ]

نقره

نگفتی فقط سیما خانم بگه یا ما هم بگیم؟! بقیه دوستان گفتن پس یعنی ما هم میتونیم بگیم. من هم با نظر سیما جون موافقم که این کار ممکنه حس غریبگی منتقل کنه اما با شما که برای حفظ امنیت مجبورید این کار رو بکنید.در واقع من دقیقا مثل شما بودم.تمام پست هام عمومی بود حتی یکبار برای تولدم صفحه اول شناسنامم روی بلاگم بود. و طی یک اتفاق مجبور به خصوصی کردن همش شدم.به هر حال شما صاحبخونه اید ما هم مهمون اختیار با صاحبخونه است دیگه[لبخند] خدا به همه مزاحم ها که ادمو مجبور به سانسور میکنن شفای عاجل عنایت کنه!امــــــــــــــــــــــــین[نیشخند]

نقره

ی بار یکی از دوستان وبلاگیم مثل شما یک مزاحم سمج داشت یک روز آدرسش رو عوض کرد به همه اون هایی که تو وبلاگشون لینک بود هم آدرس رو داد و ما هیچکدوم لینکش نکردیم که نتونه از طریق ما پیداش کنه.خلاصه مشکلش حل شد.ولی من به کل مجبور شدم نوشتن رو کنار بگذارم با صد حیف و افسوس[گریه]

لورا

سلام بیتا خانم عزیز من خیلی وقته که خواننده وبلاگتون هستم .طرز نوشتنتون طوریه که کاملا این حس و به من میده که خودتونید اینجا داستان نمیگید برای همین مشتاقانه همه پستاتونو دنبال میکنم مخصوصا شکرانه هارو شما به من یاد دادید که حتی وقتی یک چای تلخ هم میخورم کیف کنم و بابتش شکر کنم خوندن وبلاگتون به من انرزی مثبت میده امیدوارم همیشه موفق وخوشبخت باشید در ضمن با تمام حرفهاتون هم کاملا موافقم

باران

حق با شماست عزیزم

homa

باورم نمیشه یعنی یه ادم چقدررر کم شعور ( شایدم بی .. ) و بیکار میتونه باشه که این کارا رو بخواد انجام بده ..واقعا دود از سرم داره بلند میشه و البته ناراحت هم شدم که این توضیحات رو مجبور شدی بدی و اصلا این مهمونی بازیا که گفته شده رو قبول ندارم چون هیچ گونه کارت دعوتی نیومده واسه ی خوندن هر وبلاگی

یانار

بیتا جون من نظر خودم رو می گم با بقیه کاری ندارم درسته زیاد نظر نمی زارم و اونم بخاطر مشغله مادر بودنم هست ولی سعی می کنم همیشه بخونمت یعنی تا وقتی که اجازه بدین می خونمت و ازت لذت می برم امیدوارم همیشه خوشحال باشی این در مورد بقیه دوستان هم صادق هست از هر وبلاگی خوشم بیاد اگه اجازه خوندنش رو داشته باشم می خونم اگه دیدم مشکلی با وبلاگی دارم می رم و پشت سرم رو نگاه هم نمی کنم . ممنون بابت نوشته هات.

الهام

و بذارین به حرفهای بیتا اضافه کنم: آدمهایی که دارن الآن بیتا رو میبینن که تو کارش موفقه، که دوستش دارن و هزار تا چیز خوب دیگه و هی به خودشون میگن پس چرا ما اینارو نداریم!!! ولی هیچکی نمیبینه آدمها چطور به امروزشون رسیدن و آیا ما هم حاضریم همون قدر تلاش کنیم و سختی بکشیم تا به اینجا برسیم!!

sima

yadame chand sale pish ye doosti gele mikard ke man nesfe shab raftam bimarestan be khatere ye moshkele emergency, migoft intern o resident ye joori baham barkhord kardam engar man mozahemeshoon shodam, akhe yani chi in raftar? man khodam oon moghe intern boodam, behesh goftam to nemidooni shift haye ma cheghad sangine, ye vaght majboorim 30 saat poshte ham kar konim. goft be har hal kasi ke rafte pezeshki bayad janbeye shab bi khabi ro ham dashte bashe. har chizi va har kari malzoomate khodesho dare. be harfesh kheili fekr kardam, be nazaram bi ensafi oomad, vali bavar dashtam ke oon ham hagh dare, rafte bimarestan hes karde behesh tohin shode. dide khodam ro ham bavar dashtam, ke ma be khatere khastegi, bi khabi, kare ziad, momkene gahi bad raftar konim.

sima

bita khanom, donyaye majazi pore az terol, inja adam ha penhan tarin zavayashoono neshoon midan, chon kasi nemitoone beshnasateshoon. adame parishoon ahval kam nist. shoma weblog nevisi hastin ke baratoon moheme khanande dashte bashin ( ino migam chon baede avaz kardane weblogetoon khodetoon khastin ke khanadehaye sabegh peidatoon konan, tamame doostatoon linke shoma ro gozashte boodan), pas khoobe ke khosoosiate donyaye majazi ro ham ghabool konin. baraye khosoosi neveshtan email hast, forum hast, kheili shabakehaye ejtemaee hastan. be nazare man ramzi nevisi, oon ham az avasete shorooe weblog, tohine be khanandeye alaghmande. in nazare mane, chizhai ham ke shoma neveshtin nazare shomast. omidvaram movafagh bashid