شروع در یک روز برفی

من از خیلی وقت پیش...خیلی خیلی دور عادت به نقل مکان داشتم....انگار بخشی از تقدیرمن زندگی کولی وار بود...

حالا که خوب فکرمیکنم میبینم چه خوب!!!!کولیها تواین کوچ همیشگی خیلی چیزا میبینن...پس خیلی چیزا یادمیگیرن....

مجبورن ازکمترین امکانات بیشترین بهره رو ببرن پس قدر داشته هاشون رو هرچقدر کم میدونن

من از بلاگفا به اینجا اومدم...یک بار هک شدم اما بازم موندم....امکاناتش کم بود..اما من بازم موندم...حالامیفهمم شاید به نشونه ها دقت نکرده نبودم

خب...این اول پست منه...من بی تا...یک زن...که دوست داره اینجا فراتر از نقابهای زندگی اجتماعیش فقط وفقط خودش باشه

من یک انسانم...باهمه معایب ومحاسنی که هرکسی میتونه داشته باشه

توراه ناهموار زندگی من اهل جا زدن ودر رفتن نیستم.....

به خونه جدید من خوش اومدین

/ 6 نظر / 19 بازدید
مهرسا مستقل

خوش اومدی عزیزممممممممممممممممم[ماچ] میگم کلید درم عوض کن!! [نیشخند]

نوشین

واااااااای که چه حلال زاده ای. همین امروز تو فکرش بودم دوباره ایمیلتو از یکی ازدوستان مشترک بگیرم. اومدم وبلاگم دیدم آدرس دادی. واقعا ممنونم ازت بیتا جوووووووووونم. خیلی خوشحالم کردی. امیدوارم اینجا امن بمونه[قلب][ماچ]

.آزی.

یه خورده کامنت بذاریم حوصله بیتا خانوم وا بشه. بیتا دقت کردی برف عجب چیز فوق العاده ایه؟ فکر کنم خدا هم برفو خیلی دوست داشته باشه. چون برای هر یه دونه برف کلی زیبایی خرج کرده. تازه می تونست مثلا قرمز باشه اما سفید آفریدش تا حتی نگاه کردن بهش آدمو آروم کنه. شروعت توی روز خیلی خوبی بوده. یه روز برفی زیبا.

نگارا - چی نپوشیم

سلام عزیزم خونه نو مبارک ممنونم که آدرس جدیدت رو برام گذاشتی. همین جوری تو خماری مونده بودم که چی شده. خدا رو شکر اوضاع روبه راهه. بازهم همراهت هستم [ماچ]

amine

بی تا مرسی که هنوز می نویسی[گل][ماچ]