همین اول بگم نباید
بمن بخندین...چرا؟الان میگم...من اگه جایی باشم که بهترین اطعمه واشربه باشه
وباقالی تازه هم باشه من صاف میرم سراغ باقالیا تازشم دوست دارم خام بخورم بانمک
نمیدونین چقدر
خوشمزه است فکرنکنین یذره دوذره هم میخورما...نعععععععععععععععع  یهومیشینم و۵کیلو
باقالی خام میخورم ....اما حکایت امروز...با خواهرجونی رفته بودیم بیرون نرسیده به
خونه دیدم به به میوه فروشی باقالی داره البته قابل خام خواری نبود چون سفت بود ولی
سبزبودالقصه خریدیم وآوردیم وپختیم بعدکه اومدیم بخوریم دیدیم ای دل غاقل سرکه
نداریم جون خانوم خونه که شخص شخیص ماباشیم با ته مونده ی سرکه ترشی آلبالو درستیده
بودیم از اون سرکه آوردیم وریختیم روی باقالیا......ولی شیرین بود چرا؟چون من واسه
گرفتن تیزی وترشی زیاد سرکه بهش شکرزده بودم ...خوشمزه بود یه طعم تازه ومن باخودم
فکرمیکردم چه خوب بود اگه میشد گاهی به سرکه ی ترش وتیز زندگی کمی شکربزنیم
اونقدرکه بشه باهاش یه طعم جدید رو کشف کرد ولذت برد..ازدیروز وبلاگ مارگزیده ی
عزیز رو میخونم پابه پاش اومدم جلوگریه کردم خندیدم وفهمیدم چون این روزگار رو
توهمون سن وسال اون تجربه کردم واینجا میخوام بگم عزیزم یادت نره میشه گاهی وقتا با
یه قاشق شکر ترشی سرکه زندگی رو ملس کرد
/ 0 نظر / 15 بازدید