یک اعتراف زنانه

ازابتدای جوونی
بخاطرشرایط جنگ وزندگیمون یادگرفتم باید فقط بخودم تکیه کنم وهمین کافی بود
تادرادامه ی این راه بخش عظیمی اززنانگیم رو بابت این موضوع ازدست بدم. اما مدتهاست
دلم زنونگی میخواد

 

دلم نازواداهای زنونه میخواد...

دلم عشوه هایی میخوادکه منو به چشم مردمن خواستنی ترمیکنه...

وبیش ازهمه ی اینها دلم گریه میخوادوقتی سرم رو روسینه اش میگذارم...

ونوازش دستهاش وقتی موهام رو بازمیکنه وآروم دستهاش رو مثل شونه لابلاشون
میبره....

دلم واسه زنونگی تنگ شده.........درست وقتیکه تمام
جامعه میخوادکه زن نباشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

/ 0 نظر / 25 بازدید