پسرم.پسرت

 

خداییش دیدین وقتی
بچه تربیت میکنی مثل گل .مودب .آقا درسخون وآداب دون.اجتماعی وسربراه باباشون میگن
پسرم اما وای بروزی که بچه یه
شیطنتی بکنه یا کاراشتباهی ازش سربزنه اونوقته که جیغ باباشون درمیاد که بروبابا با
این پسرت....دیروز خیرسرمون روزجمعه
بودوگفتیم یکمی بیشتربخوابیم شاخ نبات هم رفته بود خونه ی عزیزش(به مادرنداشته ی من
میگه عزیز)باصدای تلفن خونه ازجام پریدم

 

همسرجان سابق:شاخ نبات (پسرت)کجاست؟

مادرشاخ نبات:خونه ی عزیزش

خانوم این بچه تو گوشیش عکسهای مس.ته.جن داره؟

الان گوشیش پیش شماست؟

خیر...

پس کی دیدین؟

کارمندا گزارش دادن

من تو خونه فیل.تر.شکن ندارم چون نیاز ندارم میتونین همین الان بیاین وچک کنین
از گوشی آیفون هم سردرنمیارم واسه همین گفتم براش نخرین من نمیدونم چجوری باید
گوشیش رو چک کنم

پس ازکجا آورده؟حتما ازدوستاش گرفته!!!!!!!!!!!!

این بچه تا ظهرخوابه بعدش میاددفتر بعدازظهرهم یا میره اسکیت یا تنیس دوستی
نمیبینه که ازین چیزا بگیره

خانوم این بچه ها مارو دورمیزنن

وقتی برگشت باهاش حرف میزنم....تاعصرمثل اسفندروآتیش بودم راستش چندماه قبل تو
لپ تاپش یه چیزایی دیدم وخیلی ناراحت شدم با مشاورصحبت کردم وگفت تو سن بلوغ طبیعیه
ولی باید کنترل کنین بهش گفتم پسرم این چیزا واسه تو زوده مثل اینه که تو دوران
راهنمایی معلم واسه شما انتگرال تدریس کنه...همه رو پاک کرد وقول داد وجون منو قسم
خورد دیگه سراغ این چیزا نره...پسرموخیلی قبول دارم وقتی حرفی بزنه پاش
وایمیسه...عصرکه اومد گفتم قولتو شکستی؟باتعجب نگاه کرد جریانوگفتم بلافاصله گوشیشو
آورد کل عکسهارو بازکرد تو کل عکسهاش چندتا عکس کارتونی بود که دختراتاپ پوشیده
بودن...خجالت کشیدم بغلش کردم وعذرخواهی کردم گفتم بذاربه حساب دلواپسیهای
مادرانه....

/ 0 نظر / 5 بازدید