سگ سانان

 
 

۱ـپشت خونه ی من یه
رستورانه که انگارهرروز توخونه ی من کباب میپزه.نایب وهانی والبرزهم نیست که بگم
بوی خوش کبابش دیوونه ام میکنه ـکه اگراونم بود بازم بوی هرروزه چیزدلچسبی نیست
ـبقول خواهرم اگه گشنه باشیم دلمون کباب میخواداگرهم سیر باشیم گلاب بروتون حالت
تهوع میگیریم اول چندبارازخودش خواهش کردم تهویه مناسب بزاره قبول نکرد صددفعه به
شهرداری زنگ زدم چندماه خوب بود دوباره شروع کرد اونروز رفتم وباهاشون دست به یقه
شدم

 

۲-خسته وکوفته ازسرکاربرمیگردی میبینی یه ماشین -قشنگ تو درپارکینگ پارک کرده
..توجه کنید مقابل پارکینگ نه!!!!بلکه تودر پارکینگ و توبا بدبختی وشونصدتادرهمسایه
زدن میفهمی کابینت کاره طبقه ی پایینه که اتفاقا خودشون پارکینگ دارن ودرجواب
اعتراضت هم میگن چی شده خب زنگ زدین اومدیم برداشتیممممممممم(چراآیکون گیس کندن نداره
اینجا؟)

۳-ازدرمیای بیرون میبینی دارن درختای کوچه رو آب میدن ووسط کوچه هم
استخرعمیق...به کارگره میگم آخه کجای دنیا اینجوری درخت آب میدن ؟

میگه همه جا

میگم شما کجاهاشورفتی اونوقت؟میگه همه جا

خواهرم میگه بیا بریم خواهرجان الان فکرمیکنن ماازخانواده ی سگ سانانیم

/ 0 نظر / 15 بازدید